تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
شأن نزول، هرگز مفهوم وسيع و گسترده آيه را كه هماهنگ با ديگر آيات قرآن است محدود نمىكند، به اين ترتيب، در هر عصر و زمان، و در هر محيط و مكان، كه آزادى به طور كامل از مسلمانان سلب شود، و ماندن در آنجا نتيجهاى جز ذلت و زبونى و دور ماندن از برنامههاى الهى نداشته باشد، وظيفه مسلمانان مهاجرت به مناطقى است كه بتوانند آزادى مطلق، يا آزادى نسبى، را به دست آورند.
به تعبير ديگر: هدف آفرينش انسان بندگى خدا است، همان بندگى كه رمز آزادگى و سرفرازى و پيروزى انسان در همه جبههها است، و در جمله «فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ» به آن اشاره شده، و در آيه ٥٦ سوره «ذاريات»: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» نيز آمده است.
هر گاه، اين هدف اساسى و نهائى زير پا بماند، راهى جز هجرت نيست، زمين خدا وسيع است، و بايد به نقطه ديگرى، قدم نهاد، و هرگز در چنين مواردى، اسير مفاهيمى همچون قبيله، قوم، وطن، و خانه و كاشانه نشد، و تن به ذلت و اسارت در نداد، كه احترام اين امور، تا زمانى است كه هدف اصلى به مخاطره نيفتد.
در اين گونه موارد است كه: اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد: لَيْسَ بَلَدٌ بِأَحَقَّ بِكَ مِنْ بَلَدٍ خَيْرُ الْبِلادِ مَا حَمَلَكَ: «هيچ شهرى براى تو شايستهتر از شهر ديگرى نيست، بهترين شهرها، شهرى است كه تو را پذيرا گردد و وسائل پيشرفت تو را فراهم سازد». «١»
درست است كه حب وطن و علاقه به زادگاه، جزء سرشت هر انسانى است، ولى گاه، مسائل مهمترى در زندگى مطرح مىشود، كه اين موضوع را تحت