تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤
شأن نزول:
بسيارى از مفسران معتقدند: آيه اول درباره مؤمنانى نازل شده كه، در «مكّه» تحت فشار شديد كفار بودند، به طورى كه توانائى بر اداى وظائف اسلامى خود نداشتند. به آنها دستور داده شد، از آن سرزمين هجرت كنند.
و نيز بعضى از مفسران معتقدند: آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لاتَحْمِلُ رِزْقَهَا» (آخرين آيه مورد بحث) در مورد گروهى از مؤمنان نازل شده كه در «مكّه» گرفتار آزار دشمنان بودند، و مىگفتند: اگر ما به «مدينه» هجرت كنيم در آنجا نه خانهاى داريم، نه زمينى، و چه كسى به ما آب و غذا مىدهد؟! (آيه نازل شد و گفت تمام جنبندگان روى زمين، از خوان نعمت خداوند بزرگ، روزى مىبرند، غصه روزى را نخوريد).
***
تفسير:
هجرتى بايد كرد!
از آنجا كه در آيات گذشته سخن از موضعگيرىهاى مختلف مشركان در برابر اسلام و مسلمانان بود، در آيات مورد بحث، به وضع خود مسلمانان پرداخته و مسئوليت و وظيفه آنها را در برابر يكى از مشكلاتى كه در ارتباط با كفار دارند، يعنى مشكل «اذيت و آزار و محدوديت و فشار» آنها بيان مىكند.
مىفرمايد: «اى بندگان من كه ايمان آوردهايد! و هم اكنون براى انجام وظائف دينى خود، تحت فشار دشمن هستيد، سر زمين من وسيع است، به جاى ديگر هجرت كنيد و مرا بپرستيد» «يا عِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ».
بديهى است، اين يك قانون اختصاصى مربوط به مؤمنان «مكّه» نيست، و