تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩
عذاب الهى دامنشان را بگيرد؟ «چرا كه اين عذاب ناگهانى و بدون مقدمه، در حالى كه آنها نمىدانند و توجه ندارند، به سراغشان مىآيد» «وَ لَيَأْتِيَنَّهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لايَشْعُرُونَ». «١»
گرچه موعد عذاب در واقع معين و مقرر است، ولى مصلحت اين است كه آنها از آن آگاه نباشند، و بدون مقدمه فرا رسد، چرا كه اگر وقت آن اعلام مىشد، باعث تجرى و جسارت كفار و گنهكاران مىگرديد، آنها تا آخرين لحظه به گناه و كفر ادامه مىدادند، و در لحظات آخر كه موعد مقرر عذاب نزديك مىشد همگى توبه مىكردند، و به سوى حق باز مىگشتند!
فلسفه تربيتى اين مجازاتها ايجاب مىكند كه، موعدش مكتوم باشد تا هر لحظه اثر خود را ببخشد، و ترس و وحشت آن، عاملى بازدارنده گردد، ضمناً، از آنچه گفتيم روشن شد كه: منظور از جمله «وَ هُمْ لايَشْعُرُونَ» اين نيست كه آنها اصل وجود عذاب را درك نمىكنند، و گرنه فلسفه عذاب از بين مىرفت، بلكه منظور اين است كه: آنها لحظه وقوع آن و مقدماتش را تشخيص نمىدهند، و به تعبير ديگر به طور غافلگيرانه مثل صاعقه بر آنها فرود مىآيد.
از آيات مختلف قرآن بر مىآيد كه، اين بهانه جوئى منحصر به كفار «مكّه» نبود، بلكه، بسيارى از امم ديگر نيز روى مسأله تعجيل عذاب اصرار مىورزيدند.
***
بالاخره، سومين پاسخ را قرآن در آيه بعد بيان كرده، مىگويد: «آنها در برابر تو در مورد عذاب عجله مىكنند، در حالى كه جهنم كافران را احاطه كرده است»! «يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ».