تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨
زيادى نيز بر دوش او مىماند، و اين بدترين نوع ورشكستگى است، و مشركان درست همين حال را دارند، بلكه، گاهى مايه ورشكستگى و گمراهى ديگران نيز مىشوند، و به اصطلاح ورشكستگى زنجيرهاى را تشكيل مىدهند. «١»
***
در آيات گذشته، دو قسمت از بهانهجوئىهاى كفار در برابر دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله و پاسخ آن مطرح شد، نخست: اين كه مىگفتند: چرا او معجزهاى نمىآورد؟ كه قرآن پاسخ داد: اين كتاب آسمانى خود برترين معجزه است.
ديگر اين كه، چه كسى گواهى بر حقانيت او مىدهد؟ كه قرآن پاسخ داد خدائى كه از همه چيز آگاه است.
در آيه مورد بحث، به سومين بهانهجوئىهاى آنها اشاره مىكند. مىگويد:
«آنها در مورد عذاب عجله مىكنند و با سرعت آن را از تو مىطلبند» «وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ».
آنها مىگويند: اگر عذاب الهى حق است و دامن كفار را مىگيرد، پس چرا به سراغ ما نمىآيد؟!
قرآن در پاسخ اين سخن، سه جواب مىدهد:
نخست مىگويد: «اگر موعد مقررى تعيين نشده بود، عذاب الهى فوراً به سراغشان مىآمد» «وَ لَوْ لا أَجَلٌ مُسَمّىً لَجاءَهُمُ الْعَذابُ».
اين زمان معين، براى آن است كه هدف اصلى، يعنى بيدارى يا اتمام حجت بر آنها حاصل گردد، خدا هرگز بر خلاف حكمت، در كارهايش شتاب و عجله نمىكند.
ديگر اين كه، آنها كه اين سخن را مىگويند، چه اطمينانى دارند كه هر لحظه