تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧
مانند «كعب بن اشرف» و اتباع او نازل شده است، كه گفتند: اى محمّد چه كسى گواهى مىدهد كه تو فرستاده خدائى؟ آيه نازل شد و گفت: خداوند چنين گواهى مىدهد.
از اينجا تفسير و بيان ديگرى براى آيه فوق نيز مىتوان به دست آورد، و آن اين كه: منظور، گواهى و شهادت خداوند است در كتب آسمانى پيشين، كه علماى اهل كتاب به خوبى از آن آگاهى داشتند.
در عين حال، منافاتى بين اين تفسيرهاى سه گانه نيست، و ممكن است همه در معنى آيه جمع باشد.
در پايان آيه، به عنوان يك هشدار و تهديد مىفرمايد: «كسانى كه ايمان به باطل آوردند و به «اللَّه» كافر شدند، زيانكاران واقعى هستند» «وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْباطِلِ وَ كَفَرُوا بِاللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ».
چه خسرانى از اين بالاتر، كه انسان تمام سرمايههاى وجود خود را در برابر هيچ از دست دهد؟ آنگونه كه مشركان دادند، قلب و جان خود را در اختيار بتها نهادند و تمام نيروهاى جسمانى، و امكانات اجتماعى و فردى خود را در اختيار تبليغ و ترويج آئين بت پرستى، و محو نام «اللَّه» گذاردند، و جز خسران و زيان، نتيجهاى عائد آنها نشد.
غالباً قرآن در آيات خود، به اين خسران بزرگ اشاره مىكند، و گاهى با ذكر كلمه «أخسر» (زيانكارتر) اين حقيقت را نشان داده كه زيانى از اين برتر و بالاتر نيست. «١»
مهمتر اين كه: گاه انسان در معاملهاى زيان مىكند، تنها سرمايه خود را از دست مىدهد و ورشكست مىشود، اما گاهى، از اين فراتر مىرود، بدهكارى