تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦
حال مداواى بيماران به وسيله پزشكان بود، اين سخن به شوخى شبيهتر است!
توجه به اين نكته نيز لازم است كه، پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از رسيدن به مرحله نبوت، احتمالًا توانائى بر نوشتن و خواندن از طريق تعليمات الهى داشت، هر چند در هيچ تاريخى ديده نشده است كه او از اين علم و دانشش استفاده كرده باشد، چيزى را از رو بخواند و يا با دست خود نامهاى بنويسد، و شايد پرهيز پيامبر صلى الله عليه و آله در تمام عمرش از اين كار، باز براى اين بود كه دستاويزى به دست بهانهجويان ندهد.
تنها موردى كه در بعضى كتب تاريخ و حديث آمده، كه پيامبر صلى الله عليه و آله خودش مطلبى را نوشت، در ماجراى صلح حديبيه است كه در «مسند احمد» آمده است:
«پيامبر شخصاً قلم به دست گرفت و صلحنامه را نوشت».»
ولى جمعى، از علماى اسلام، اين حديث را انكار كردهاند و آن را مخالف صريح آيات فوق مىدانند، هر چند به عقيده بعضى، صراحتى هم ندارد، زيرا اين آيات، ناظر به وضع پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از نبوت است، چه مانعى دارد كه بعد از نيل به مقام نبوت، استثنائاً در يك مورد خطى بنويسد كه آن خود معجزهاى محسوب مىشود؟!
ولى به هر حال، در چنين مسألهاى تكيه كردن بر خبر واحد دور از حزم و احتياط، و مخالف چيزى است كه در «علم اصول» اثبات شده، هر چند اين خبر چنان كه گفتيم مشكلى ايجاد نكند. «٢»
***