تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١
بعد از بيان اين دستور، كه در حقيقت جنبه آموزش دارد، به دستور دوم مىپردازد كه شاخه اصلى پرورش است، مىگويد: «و نماز را بر پا دار» «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ».
سپس، به فلسفه مهم نماز پرداخته، مىگويد: «زيرا نماز انسان را از زشتىها و منكرات باز مىدارد» «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ». «١»
از آنجا كه طبيعت نماز، انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده، يعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مىاندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشاء و منكر است.
انسانى كه به نماز مىايستد، تكبير، مىگويد، خدا را از همه چيز برتر و بالاتر مىشمرد، به ياد نعمتهاى او مىافتد، حمد و سپاس او مىگويد، او را به رحمانيت و رحيميت مىستايد، به ياد روز جزاى او مىافتد، اعتراف به بندگى او مىكند، از او يارى مىجويد، صراط مستقيم از او مىطلبد، راه كسانى كه به آنها نعمت داده شده، غضب بر آنها نشده و گمراه نگشتهاند (مضمون سوره حمد).
بدون شك در قلب و روح چنين انسانى، جنبشى به سوى حق، و حركتى به سوى پاكى، و جهشى به سوى تقوا پيدا مىشود.
براى خدا «ركوع» مىكند، و در پيشگاه او پيشانى بر خاك مىنهد، غرق در عظمت او مىشود، و خودخواهىها و خود برتربينىها را فراموش مىكند.
شهادت به يگانگى او و گواهى به رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله مىدهد.
بر پيامبرش درود مىفرستد، و دست به درگاه خداى بر مىدارد كه در زمره بندگان صالح او قرار گيرد (تشهد و سلام).