تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧
به اين نكته است كه: نه فقط معبودهاى ساختگى، كه پيشوايان و رهبران غير الهى، نيز در همين حكمند.
جمله «لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ» (اگر مىدانستند) كه در آخر آيه آمده است، مربوط به بتها و معبودهاى دروغين است، نه مربوط به سستى خانه عنكبوت، چرا كه سستى آن را همه مىدانند، بنابراين، مفهوم جمله چنين است: اگر آنها از سستى معبودان و پايگاههائى كه غير از خدا برگزيدهاند، با خبر بودند به خوبى مىدانستند: اينها در سستى همانند تار عنكبوتند.
***
در آيه بعد، هشدار تهديدآميزى به اين مشركان غافل و بىخبر مىدهد، مىگويد: «خداوند آنچه را كه آنها غير از او مىخوانند، مىداند» «إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ».
شرك آشكار آنها، و شرك مخفى و پنهانشان، هيچ يك بر خدا پوشيده نيست.
«و او است قادر شكست ناپذير و حكيم على الاطلاق» «وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ».
اگر مهلت به آنها مىدهد، نه به خاطر آنست كه نمىداند، يا قدرتش محدود است، بلكه، حكمت او ايجاب مىكند: فرصت كافى دهد تا بر همه اتمام حجت شود، و آنها كه شايسته هدايتند، هدايت گردند.
بعضى از مفسران، اين جمله را اشاره به بهانههائى دانستهاند كه مشركان براى خود درست مىكردند، و آن اين كه: اگر ما اين بتها را مىپرستيم، نه به خاطر خودشان است، اينها در حقيقت، مظهر و سمبل ستارگان آسمان، و پيامبران و فرشتگان هستند، ما در حقيقت براى آنها سجده مىكنيم، و از آنها احترام به عمل