تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠
و اگر مىفرمايد: آنها پيشى نگرفتند، مفهومش اين است آنها نتوانستند از قلمرو قدرت خدا، با امكاناتى كه در اختيار داشتند بگريزند، و از عذاب الهى رهائى يابند، بلكه در همان لحظهاى كه خداوند اراده كرد، آنها را به ديار عدم با ذلت و زبونى فرستاد.
***
چنان كه در آيه بعد مىفرمايد: «ما هر يك از آنها را به گناهش گرفتيم» «فَكُلًّا أَخَذْنا بِذَنْبِهِ».
و از آنجا كه در حقيقت، چهار گروه در دو آيه قبل ذكر شده بود كه مجازاتشان بيان نگرديده ( «قوم عاد و قوم ثمود» «قارون» و «فرعون و هامان») در دنباله آيه، مجازاتهاى آنها را به ترتيب بيان كرده و مىگويد:
«بر بعضى از آنها طوفانى شديد و كوبنده توأم با سنگريزه فرستاديم» «فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِ حاصِباً».
«حاصِب» به معنى طوفانى است كه در آن سنگريزهها به حركت در آيند ( «حصباء» به معنى سنگريزه است).
منظور از اين گروه، «قوم عاد» است كه بر طبق سوره «ذاريات» و «حاقه» و «قمر»، طوفان شديد و بسيار كوبندهاى در مدت هفت شب و هشت روز بر آنها مسلط گرديد، خانههاشان را درهم كوبيد، و جسدهاشان را همچون برگهاى پائيزى به اطراف پراكنده ساخت. «١»
«بعضى ديگر را، صيحه آسمانى فرو گرفت» «وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ».
گفتهايم: «صيحه آسمانى» نتيجه صاعقهها است كه با زمين لرزه در مركز وقوعش همراه است، و اين عذابى بود كه براى قوم ثمود، و بعضى اقوام ديگر