تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩
داشت كه، در آيه بالا از لشكريان «مصر» تعبير به لشكريان فرعون و هامان، مىكند (شرح بيشتر درباره هامان به خواست خدا ذيل آيه ٣٨ همين سوره خواهد آمد).
***
نكتهها:
١- حكومت جهانى مستضعفان
گفتيم، آيات فوق، هرگز سخن از يك برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى اسرائيل، نمىگويد، بلكه بيانگر يك قانون كلى است، براى همه اعصار و قرون، و همه اقوام و جمعيتها، مىگويد: «ما اراده داريم كه بر مستضعفان منت بگذاريم، و آنها را پيشوايان و وارثان حكومت روى زمين قرار دهيم».
اين، بشارتى است در زمينه پيروزى حق بر باطل و ايمان بر كفر.
اين، بشارتى است براى همه انسانهاى آزاده و خواهان حكومت عدل و داد، و برچيده شدن بساط ظلم و جور.
نمونهاى از تحقق اين مشيت الهى، حكومت بنى اسرائيل و زوال حكومت فرعونيان بود.
و نمونه كاملترش حكومت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و يارانش بعد از ظهور اسلام بود، حكومت پا برهنهها و تهىدستان با ايمان و مظلومان پاكدل، كه پيوسته از سوى فراعنه زمان خود، مورد تحقير و استهزاء بودند، و تحت فشار و ظلم و ستم قرار داشتند.
سرانجام، خدا به دست همين گروه، دروازه قصرهاى كسراها و قيصرها را گشود، و آنها را از تخت قدرت به زير آورد، و بينى مستكبران را به خاك ماليد.
و نمونه «گستردهتر» آن، ظهور حكومت حق و عدالت، در تمام كره زمين به