تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٥
٣٩- و «قارون» و «فرعون» و «هامان» را نيز (هلاك كرديم)؛ موسى با دلائل روشن به سراغشان آمد اما آنان در زمين برترىجوئى كردند، ولى نتوانستند (بر خدا) پيشى گيرند!
٤٠- ما هر يك از آنان را به گناهشان گرفتيم، بر بعضى از آنها طوفانى از سنگريزه فرستاديم، و بعضى از آنان را صيحه آسمانى فرو گرفت، و بعضى ديگر را در زمين فرو برديم، و بعضى را غرق كرديم؛ خداوند هرگز به آنها ستم نكرد، ولى آنها خودشان بر خود ستم مىكردند!
تفسير:
هر گروه ستمگر، به نوعى مجازات شدند
بعد از داستان «لوط» و قومش، نوبت به اقوام ديگرى همچون «قوم شعيب» و «عاد» و «ثمود» و «قارون» و «فرعون» مىرسد، كه در آيات مورد بحث به هر كدام اشاره فشرده و كوتاهى براى يك نتيجهگيرى كلى شده است.
نخست مىگويد: «ما به سوى «مدين» برادرشان شعيب را فرستاديم» «وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً». «١»
تعبير به «برادر»، چنان كه بارها گفتهايم، اشاره به نهايت محبت اين پيامبران نسبت به امتهايشان و عدم سلطهجوئى است، البته اين پيامبران غالباً پيوند خويشاوندى با اقوامشان نيز داشتند.
«مدين» شهرى است در جنوب غربى «اردن» كه امروز به نام «معان» خوانده مىشود، در شرق «خليج عقبه» قرار گرفته، و حضرت شعيب عليه السلام و