تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١
اما غم، مربوط به حوادث «دردناك»، هر چند خطرى در آن وجود نداشته باشد.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه: بر طبق آيات سوره «هود»، ترس و اندوه لوط مربوط به خودش نبوده، بلكه از اين بيم داشت كه مزاحم ميهمانهايش شوند، اما جوابى كه فرشتگان دادند، مربوط به نجات لوط و خانوادهاش بود و اين دو با هم سازگار نيست.
پاسخ اين سؤال را از آيه ٨١ سوره «هود» اجمالًا مىتوان استفاده كرد؛ زيرا هنگامى كه قوم بىشرم، براى دست دراز كردن، به سوى ميهمانها آمدند، فرشتگان به «لوط» گفتند: «اين قوم به تو دسترسى پيدا نخواهند كرد» يعنى ما كه سهل است، آزارى به تو نيز نمىتوانند برسانند، بنابراين فرشتگان، نجات خود را مسلّم گرفتند- و راستى هم مسلّم بود- تنها بشارت را روى نجات لوط و خانوادهاش، متمركز كردند.
***
بعد، براى اين كه: سرنوشت اين گروه آلوده به ننگ را در برنامه مأموريت خود، روشنتر سازند، افزودند: «ما بر اهل اين شهر و آبادى عذابى از آسمان به خاطر فسق و گناهشان فرو خواهيم ريخت»! «إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ».
منظور از «قَرْيَة» همان شهر «سدوم» و شهرها و آباديهاى اطراف آنها است، كه قوم لوط در آن مىزيستند و بعضى، تعداد جمعيت آنها را هفتصد هزار نفر شمردهاند. «١»
و منظور از «رِجْز» در اينجا «عذاب» است (معنى اصلى «رِجْز» اضطراب است، سپس به هر چيزى كه موجب اضطراب مىگردد، «رِجْز» مىگويند و لذا