تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٠
او را از نگرانى بيرون آوردند: «گفتند: نترس، و غمگين مباش (كارى از اين بيشرمان ساخته نيست، و به زودى همگى نابود خواهند شد) ما تو و خانوادهات را نجات خواهيم داد، جز همسرت كه در ميان آنها مىماند» (و هلاك مىشود) «وَ قالُوا لاتَخَفْ وَ لاتَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ».
البته، از آيات سوره «هود» به خوبى استفاده مىشود، هنگامى كه آن قوم بىآزرم از وجود ميهمانهاى لوط عليه السلام با خبر شدند، به سرعت به سراغ او آمدند و در نظر داشتند مزاحم آنان شوند، لوط كه هنوز فرشتگان را نشناخته بود، سخت ناراحت شد، گاه، با توسل به نصيحت، و گاه به تهديد، و گاه، از طريق تحريك وجدان آنها، كه آيا يك مرد رشيد در ميان شما وجود ندارد؟! و گاه، از طريق پيشنهاد ازدواج دخترانش با آنها، خواست آنان را از اين كار بازدارد، اما اين بىشرمان به هيچ چيز قانع نبودند، و تنها به هدف ننگين خود مىانديشيدند!
ولى، رسولان پروردگار خود را به لوط عليه السلام معرفى كرده و از طريق اعجاز الهى، چشمان آن قوم مهاجم را نابينا ساختند و آب سردى بر قلب سوخته اين پيامبر بزرگ ريختند.»
قابل توجه اين كه: رسولان پروردگار به لوط گفتند: «نترس» و «غمگين مباش»! در اين كه ميان اين دو كلمه (خوف و حزن) چه تفاوتى وجود دارد، در تفسير «الميزان» چنين آمده: «خوف» در مورد حوادث ناگوار احتمالى است و «حزن» در موارد قطعى.
بعضى، «خوف» را مربوط به حوادث آينده، مىدانند، و «غم» را متعلق به حوادث گذشته.
اين احتمال نيز، وجود دارد كه «خوف» در مورد مسائل «خطرناك» است