تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧
كه راه شرك و فساد اخلاق و بىعفتى را پيش گرفته بودند، و هم بر ديگران، كه ظلم و ستم آنها حتى شامل عابرين و كاروانهائى كه از آن سرزمين عبور مىكردند، مىشد.
***
هنگامى كه ابراهيم اين سخن را شنيد، نگران لوط پيامبر بزرگ خدا شد «گفت: در اين آبادى لوط است»! «قالَ إِنَّ فِيها لُوطاً».
سرنوشت او چه خواهد شد؟!
اما فوراً در پاسخ او «گفتند: (نگران مباش) ما به كسانى كه در اين سرزمين هستند آگاهتريم» «قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها».
ما هرگز تر و خشك را با هم نمىسوزانيم، برنامه ما كاملًا دقيق و حساب شده است.
و افزودند: «ما قطعاً لوط و خانوادهاش را نجات خواهيم داد، جز همسرش كه در ميان قوم باقى خواهد ماند»! «لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ».
از اين آيه، به خوبى استفاده مىشود: در تمام آن شهرها و آبادىها، تنها يك خانواده مؤمن و پاك بود، و خداوند هم به موقع آنها را رهائى بخشيد، چنان كه در آيه ٣٦ سوره «ذاريات» مىخوانيم: فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ: «ما در آنجا جز يك خانواده مسلمان نيافتيم» و تازه همسر لوط نيز از صف مؤمنان خارج بود، و لذا محكوم به عذاب شد.
تعبير به «غابِرِيْن» جمع «غابر» به معنى كسى است كه همراهانش بروند و او بماند، زنى كه در خانواده نبوت بوده، نمىبايست از «مسلمين و مؤمنين» جدا شود، اما كفر، شرك و بتپرستى او سبب جدائيش گرديد.
و از اينجا روشن مىشود: انحراف او تنها از نظر عقيده بود، بعيد نيست اين