تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢
يكديگر را لعن و نفرين مىكنيد، جايگاه همه شما آتش است، و هيچ يار و ياورى نخواهيد داشت» «وَ قالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَ مَأْواكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ». «١»
چگونه انتخاب بتها مايه مودت ميان بت پرستان مىشد؟
اين سؤالى است كه از چند راه مىتوان به آن پاسخ گفت:
نخست اين كه: پرستش بت براى هر قوم و قبيلهاى به اصطلاح رمز وحدت بود؛ زيرا هر گروهى بتى براى خود انتخاب كرده بود، چنان كه در مورد بتهاى معروف جاهليت عرب نيز نوشتهاند: هر يك از آنها تعلق به اهل شهر يا قبيلهاى داشت (از جمله بت «عزّى» مخصوص «قريش» بود و «لات» از آن «طايفه ثقيف» و «منات» مخصوص «اوس و خزرج»). «٢»
ديگر اين كه: پرستش بتها پيوندى ميان آنها و نياكانشان ايجاد مىكرد، و غالباً متعذر به همين عذر مىشدند كه اينها آثار نياكان ما است و ما از آنها پيروى مىكنيم.
از اين گذشته، سران كفار، پيروان خود را دعوت به پرستش بتها مىكردند، و اين حلقه اتصالى بين «سران» و «پيروان» بود.
ولى در قيامت، همه اين پيوندهاى پوچ، پوسيده و پوشالى از هم گسسته مىشود، و هر يك گناه را به گردن ديگرى مىاندازد، و او را لعن و نفرين مىكند، و از عمل او بيزارى مىجويد، حتى معبودهاى آنان كه به پندار خامشان وسيله ارتباط آنها با خدا بودند، و درباره آنها مىگفتند: ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ