تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠
تفسير:
طرز پاسخ مستكبران به ابراهيم عليه السلام
حال نوبت آن است كه ببينيم اين قوم گمراه، در برابر دلائل سهگانه ابراهيم عليه السلام در زمينه «توحيد»، «نبوت» و «معاد»، چه گفتند؟ آنها قطعاً پاسخ منطقى نداشتند و لذا مانند همه زورمندان قلدرِ بىمنطق، تكيه بر قدرت شيطانيشان كردند، و فرمان قتل او را صادر نمودند، چنان كه قرآن مىگويد:
«جواب قوم ابراهيم جز اين نبود كه گفتند: او را به قتل برسانيد يا بسوزانيد»! «فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ».
از اين تعبير، استفاده مىشود كه، گروهى طرفدار سوزاندن ابراهيم بودند در حالى كه گروهى ديگر اعدام او را به وسيله شمشير و امثال آن، پيشنهاد مىكردند، سرانجام گروه اول پيروز شدند، چون معتقد بودند بدترين نوع اعدام همان سوزانيدن با آتش است.
اين احتمال نيز، وجود دارد كه، همه آنها نخست به اعدام او با وسائل معمولى مىانديشيدند، ولى بعداً همگى اتفاق بر اين كردند كه، او را آتش بزنند و حداكثر شدت عمل را به خرج دهند.
در اينجا سخنى در مورد چگونگى آتشسوزى ابراهيم عليه السلام به ميان نيامده است، همين اندازه در دنباله آيه فوق مىخوانيم: «خداوند او را از آتش رهائى بخشيد» «فَأَنْجاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ».
ولى شرح ماجراى آتشسوزى، در سوره «انبياء» آيه ٦٨- ٧٠ آمده كه در جلد سيزدهم صفحه ٤٤٣ به بعد، مشروحاً از آن بحث كردهايم.
در پايان مىافزايد: «در اين ماجرا آيات و نشانههائى است براى جمعيتى كه ايمان مىآورند» «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ».