تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧
كرده و نادم مىشدند و به سوى خدا مىآمدند، هرگز گرفتار چنين سرنوشتى نمىشدند.
***
در آيه بعد، مىافزايد: «ما نوح و اصحاب كشتى را رهائى بخشيديم، و آن را آيت و نشانهاى براى جهانيان قرار داديم» «فَأَنْجَيْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ وَ جَعَلْناها آيَةً لِلْعالَمِينَ». «١»
***
سپس، به دنبال ماجراى فشرده نوح عليه السلام و قومش، به سراغ داستان ابراهيم عليه السلام دومين پيامبر بزرگ اولوا العزم مىرود و مىفرمايد: «ما ابراهيم را فرستاديم هنگامى كه به قومش گفت: خداى يگانه را پرستش كنيد و از (عذاب) او بپرهيزيد كه اين براى شما بهتر است، اگر بدانيد» «وَ إِبْراهِيمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ». «٢»
در اينجا دو برنامه مهم اعتقادى و عملى انبياء را كه دعوت به «توحيد» و «تقوا» بوده است، يك جا بيان كرده، و در پايان مىگويد: اگر شما درست بينديشيد، پيروى از «توحيد» و «تقوا» براى شما بهتر است، كه دنيايتان را از آلودگىهاى شرك و گناه و بدبختى، نجات مىدهد، و آخرت شما نيز سعادت جاويدان است.
***