تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦
بود.
البته، اين عمر طولانى در مقياس عمرهاى زمان ما بسيار زياد است و هيچ گاه طبيعى به نظر نمىرسد، ممكن است ميزان عمر در آن ايام، با امروز تفاوت داشته، اصولًا قوم نوح، چنان كه از بعضى مدارك، به دست مىآيد عمر طولانى داشتند، و در اين ميان عمر خود نوح عليه السلام نيز فوقالعاده بوده است، ضمناً اين نشان مىدهد كه ساختمان وجود انسان به او امكان عمر طولانى مىدهد.
مطالعات دانشمندان امروز، نيز نشان داده كه عمر انسان حد ثابت و معينى ندارد، و اين كه بعضى آن را محدود به ١٢٠ سال، يا كمتر و بيشتر، دانستهاند، كاملًا بى پايه است، بلكه با تغيير شرائط ممكن است كاملًا دگرگون شود.
هم اكنون، به وسيله آزمايشهائى توانستهاند، عمر پارهاى از گياهان و يا موجودات زنده ديگر را به دوازده برابر عمر معمولى، و حتى در بعضى از موارد،- اگر تعجب نكنيد- به نهصد برابر برسانند! و اگر موفق شوند با همين معيار عمر انسان را افزايش دهند، ممكن است انسان هزاران سال عمر كند. «١»
ضمناً، بايد توجه داشت: كلمه «طوفان»، در اصل، به معنى هر حادثهاى است كه انسان را احاطه مىكند (از ماده طواف)، سپس به آب فراوان، يا سيل شديد كه مساحت زيادى از زمين را فرا مىگيرد و در خود فرو مىبرد، اطلاق شده است، همچنين به هر چيز شديد و فراوان كه فراگير باشد- اعم از باد و آتش و آب- نيز گفته مىشود، و گاه به معنى تاريكى شديد شب نيز آمده است. «٢»
جالب اين كه: مىگويد: وَ هُمْ ظالِمُونَ: «يعنى آنها به هنگام وقوع طوفان همچنان به ظلم و ستم خود ادامه مىدادند»، اشاره به اين كه: اگر اين كار را رها