تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥
خَمْسِينَ عاماً».
شب و روز، مشغول تبليغ و دعوت به سوى توحيد بود، در خلوت و تنهائى، در ميان جمعيت، و با استفاده از هر فرصت، آنها را در اين مدت طولانى، يعنى ٩٥٠ سال! به سوى خدا فرا خواند، و از اين تلاش پىگير، خسته نشد، و ضعف و فتورى به خود راه نداد، اما با اين همه، جز گروه اندكى (حدود هشتاد نفر طبق نقل تواريخ) ايمان نياوردند (يعنى به طور متوسط هر دوازده سال يك نفر!).
بنابراين، شما در راه دعوت به سوى حق، و مبارزه با انحرافات خسته نشويد، كه برنامه شما در مقابل برنامه «نوح» عليه السلام سهل و آسان است.
ولى ببينيد پايان كار اين قوم ستمگر و لجوج به كجا رسيد: «سرانجام طوفان عظيم آنها را فرو گرفت، در حالى كه ظالم و ستمگر بودند» «فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ».
و به اين ترتيب، طومار زندگى ننگينشان درهم پيچيده شد، و كاخها و قصرها و جسدهاى بىجانشان در امواج طوفان دفن گرديد.
تعبير به «هزار سال الَّا پنجاه سال»- در حالى كه ممكن بود از اول ٩٥٠ سال بگويد- براى اشاره به عظمت و طول اين زمان است؛ زيرا عدد «هزار»، آن هم به صورت «هزار سال»، براى «مدت تبليغ» عدد بسيار بزرگى محسوب مىشود.
ظاهر آيه فوق اين است كه اين مقدار، تمام عمر نوح عليه السلام نبود- هر چند «تورات» كنونى اين عدد را براى تمام مدتِ عمر نوح عليه السلام ذكر كرده، «١» بلكه بعد از طوفان هم مدت ديگرى زندگى كرد كه طبق گفته بعضى از مفسران، سيصد سال