تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥
به معنى ملاقات فرشتگانِ پروردگار، و بعضى، به معنى ملاقاتِ حساب و جزاء، و بعضى، به ملاقاتِ حكم و فرمان حق، تفسير كردهاند، و بعضى آن را كنايه از قيامت و رستاخيز دانستهاند، در حالى كه دليلى ندارد، آيه را به اين معانى مجازى تفسير كنيم.
بايد گفت: لقاى پروردگار در قيامت، نه يك ملاقات حسى است كه يك لقاى روحانى و يك نوع شهود باطنى است؛ چرا كه در آنجا پردههاى ضخيم عالم ماده از مقابل چشم جانِ انسان كنار مىرود، و حالت شهود به انسان دست مىدهد.
به گفته «علامه طباطبائى» (ره) در «الميزان»، منظور از «لقاء اللَّه» آنست:
بندگان در موقفى قرار مىگيرند كه حجابى ميان آنها و پروردگارشان نيست؛ زيرا طبيعتِ روز قيامت، ظهور حقايق است چنان كه قرآن مىگويد: وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ: «آن روز خواهند دانست كه خدا، حق آشكار است». «١»
***
آيه بعد، در حقيقت تعليلى است براى آنچه در آيه قبل گذشت، مىگويد:
اين كه: دستور داده شده مؤمنانِ به لقاء اللَّه، آنچه در توان دارند، فروگذار نكنند، به خاطر آن است كه: «هر كسى جهاد و تلاش و كوششى كند و تحمل مصائب و مشكلاتى نمايد، در حقيقت براى خود جهاد كرده است؛ چرا كه خدا از همه جهانيان بى نياز است» «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ».
برنامه آزمون الهى، جهاد با هواى نفس، و مبارزه با دشمنانِ سرسخت،