تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩
ميدان امتحان باز بوده، و گروهى در اين ميدان شركت داشتهاند.
بايد هم، چنين باشد؛ چرا كه در مقام ادعا، هر كس، مىتواند خود را برترين مؤمن، بالاترين مجاهد، و فداكارترين انسان معرفى كند، بايد وزن و قيمت و ارزش اين ادعاها از طريق آزمون روشن شود، بايد معلوم گردد: چه اندازه نيات درونى و آمادگىهاى روحى، با اين گفتهها هماهنگ يا ناهماهنگ است؟
آرى، «به يقين خدا مىداند كسانى را كه راست مىگويند و نيز مىداند دروغگويان را» بنابراين هدف از امتحان، اتمام حجت است. «فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ».
بديهى است، خدا همه اينها را مىداند، حتى قبل از خلقت انسانها، بنابراين، منظور از «علم» در اينجا، همان تحقق عينى مسائل و وجود خارجى آنها است، و به تعبير ديگر مراد: ظهور آثار و شواهد عملى است، يعنى: بايد علم خدا درباره اين گروه، عملًا در خارج پياده شود، و تحقق عينى يابد، و هر كس آنچه را در درون دارد بيرون ريزد، اين است معنى «علم»، هنگامى كه در اينگونه موارد در مورد خداوند به كار مىرود.
دليل اين مسأله نيز، روشن است؛ زيرا نيات درونى و صفات باطنى تا در عمل انسان تحقق و عينيت پيدا نكند، ثواب و جزا و كيفر مفهوم ندارد.
آزمايش، براى تحقق بخشيدن به نيات و صفات درونى است.
و به عبارت ديگر، اين عالم همچون يك «دانشگاه» يا يك «مزرعه» است، (اين تشبيهات در متون احاديث اسلامى وارد شده) برنامه اين است كه: در دانشگاه استعدادها شكوفا گردد، لياقتها پرورش يابد، و آنچه در مرحله «قوه» است به «فعليت» برسد.
بايد در اين مزرعه، نهاد بذرها ظاهر گردد، و از درون آنها جوانهها بيرون