تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥
گذشته از اين، موجوداتِ اين جهان، همه متغيرند و در معرض دگرگونىها، حتى طبق عقيده حركت جوهرى، ذات آنها عين تغيير و دگرگونى است، و مىدانيم حركت و تغيير، به معنى فانى شدن و نو گشتن دائمى است، در هر لحظهاى موجودات جهان ماده مىميرند، و زنده مىشوند.
بنابراين، اكنون هم، هالكند و فانيند، تنها ذاتى كه تغيير و فنا در آن راه ندارد، و استقلال محض است، ذات مقدس او است.
و نيز مىدانيم، در پايان اين جهان، فنا و نيستى به صورت آشكارترى خودنمائى مىكند و به گفته قرآن: كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ* وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُوالْجَلالِ وَ الإِكْرامِ: «تمام كسانى كه بر صفحه زمين هستند فانى مىشوند* و تنها ذات ذوالجلال و گرامى خدا باقى مىماند». «١»
نه تنها زمينيان كه اهل آسمانها نيز فانى مىشوند: وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الأَرْضِ: «به هنگام «نفخ صور» تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند مىميرند». «٢»
اين، تفسيرى است هماهنگ با ظاهر آيه و آيات ديگر قرآن.
اما بعضى از مفسران، تفسيرهاى ديگرى نيز براى آن ذكر كردهاند، از جمله اين كه:
منظور از «وجه»، «عمل صالح» است و مفهوم آيه اين است كه تمام اعمال بر باد مىرود، جز عملى كه براى ذات پاك خدا انجام شده باشد.
بعضى ديگر گفتهاند: منظور از «وجه» همان جنبه «انتساب اشياء به خدا» است، بنابراين مفهوم آيه اين است: همه چيز ذاتاً معدوم است، جز از ناحيه انتسابش به پروردگار.