تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤
«همه چيز جز ذات پاك او فانى و نابود مىشود» «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ».
«حكم و حاكميت در جهان تكوين و تشريع مخصوص ذات پاك او است» «لَهُ الْحُكْمُ».
«و بازگشت همه شما، سرانجام به سوى او است» «وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ».
توصيفهاى سهگانه اخير، مىتواند دليلى، بر اثبات توحيد و ترك هرگونه بتپرستى باشد كه در توصيف اول آمده است؛ زيرا:
هنگامى كه ما همه فانى هستيم و بقا منحصر به او است.
و هنگامى كه تدبير نظام هستى و حاكميت متعلق به او است.
و هنگامى كه بازگشت همه ما در قيامت به سوى او است، معبودهاى ديگر چه نقشى مىتوانند داشته باشند؟ و چه چيز جز او قابل پرستش است؟
مفسران بزرگ، در تفسير جمله «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» مطالب گوناگونى دارند كه بر محور تفسير «وجه» و كلمه «هالِكٌ» دور مىزند.
زيرا «وجه»، از نظر لغت، به صورت و قسمتى از بدن كه روبروى انسان قرار دارد گفته مىشود، اما هنگامى كه در مورد پروردگار به كار رود به معنى ذات پاك او است.
واژه «هالِكٌ» از ماده «هلاك»، به معنى مرگ و نابودى است.
بنابراين، جمله فوق اشاره به فناى همه موجودات، جز ذات پاك او مىكند، نه تنها فناى بعد از پايان اين جهان، كه الان هم در برابر او فانى و هالكند؛ چرا كه موجوداتِ امكانى، وابسته به ذات پاك او هستند، و لحظه به لحظه فيض وجود را از او مىگيرند، در ذات خود چيزى ندارند و هر چه دارند از خدا است، كه اگر «نازى كند يك دم، فرو ريزند قالبها»!