تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٣
شد، بايد با قاطعيت روى آن بايستى، و هرگونه دو دلى و ترديد را از خود دور سازى، موانع را هر چه باشد از سر راه بردارى، و به سوى مقصد، با قدمهاى محكم پيش بروى كه خدا همراه و پشتيبان تو است.
به گفته «ابن عباس» مفسِّر معروف، مخاطب، گرچه شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است، اما منظور، عموم مردمند، و از قبيلِ ضرب المثل معروفِ عرب، «ايَّاكَ أَعْنِى وَ اسْمَعِى يا جارَة» مىباشد.
به دنبال اين دستور، كه جنبه نفى داشت، دستور دوم را كه جنبه اثبات دارد صادر مىكند، مىگويد: «به سوى پروردگارت دعوت كن» «وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ».
خداوندى كه مالك تو، صاحب اختيار تو، و مربى و پرورش دهنده تو است.
سومين دستور، بعد از دعوت به سوى اللَّه، نفى هر گونه شرك و بتپرستى است، مىگويد: «قطعاً از مشركان مباش»! «وَ لاتَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ».
كه راه توحيد آشكار است و نورانى، و رهروان آن بر صراط مستقيماند.
***
بالاخره چهارمين دستور، تأكيدِ مجددى است بر نفى هرگونه شرك، مىفرمايد: «هيچ معبود ديگرى را با خدا مخوان» «وَ لاتَدْعُ مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ».
اين دستورهاىِ پىدرپى كه هر كدام ديگرى را تأكيد مىكند، اهميت مسأله «توحيد» را در برنامههاى اسلامى، روشن مىسازد كه بدون آن همه چيز بر باد است.
و به دنبال اين دستورات چهارگانه، توصيفهاى چهارگانه شروع مىشود، كه آنها نيز تأكيد پىدرپى در مسأله توحيد است.
نخست مىگويد: «هيچ معبودى جز او نيست» «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ».