تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١
***
آيه بعد به يكى ديگر از بزرگترين نعمتهاى پروردگار به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرداخته، مىگويد: «تو هرگز اين اميد را نداشتى كه اين كتاب بزرگ آسمانى به تو القاء گردد، لكن رحمت پروردگار تو چنين ايجاب كرد» «وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ». «١»
بسيارى از مردم، بشارت ظهور آئين جديد را شنيده بودند، و شايد گروهى از اهل كتاب و غير آنها انتظار مىكشيدند كه وحى بر آنان نازل شود، و خدا اين مسئوليت را به آنها بسپارد، اما تو گمان نداشتى، ولى خدا تو را از همه شايستهتر مىدانست، و اين آئين بزرگ، تنها به دست تو مىبايست در جهان گسترده شود.
بعضى از مفسران بزرگ، اين جمله را هماهنگ با جملههائى دانستهاند كه قبلًا درباره داستان موسى عليه السلام- خطاب به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله- آمده بود، آنجا كه مىفرمود: وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ ... وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ... وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ: «تو هرگز در وادى طور نبودى آن گاه كه وحى به موسى فرستاديم ... در ميان مردم مدين زندگى نكردى ... در آن ساعتى كه فرمانِ رسالت بر موسى نازل شده حضور نداشتى، اينها رحمت خدا است كه شامل حال تو شده، و اخبار دقيقش را در اختيارت گذارده است»، «٢» بنابراين منظور از «كتاب» در اينجا همان سرگذشت انبياى پيشين است.
ولى، اين تفسير با تفسير فوق منافاتى ندارد و در حقيقت بخشى از آن