تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤
و عاقبت نيك، از آنِ گروهى است كه نمىخواهند برترىجوئى و فساد كنند.
همان گونه كه قرآن در پايان آيه مورد بحث مىفرمايد: «و عاقبت از آن پرهيزكاران است» «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ».
«عاقبت»، به مفهوم وسيع كلمه، سرانجامِ نيك، پيروزى در اين جهان، و بهشت و نعمتهايش در جهان ديگر است، ديديم كه قارونها و فرعونها چه عاقبتى پيدا كردند؟ با اين كه: قدرت آنها بىنظير بود، چون تقوا نداشتند، به دردناكترين سرنوشت مبتلا شدند.
سخن را درباره اين آيه، با حديثى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده، پايان مىدهيم: هنگامى كه امام عليه السلام اين آيه را تلاوت نمود، شروع به گريه كرد فرمود:
ذَهَبَتْ وَ اللَّه الامانِىُّ عِنْدَ هذِهِ الآيَةِ: «با وجود اين آيه، همه آرزوها بر باد رفته است»! و دسترسى به سراى آخرت مشكل است!. «١»
***
بعد از ذكر اين واقعيت كه سراى آخرت و نعمتهايش از آنِ سلطهجويان و مستكبران نيست، بلكه مخصوص پرهيزكاران متواضع، و حقطلب است، در دومين آيه مورد بحث، به بيان يك قانون كلى كه آميزهاى است از «عدالت» و «تفضل» در مورد پاداش و كيفر، پرداخته، مىگويد: «كسى كه كار نيكى انجام دهد، پاداشى بهتر از آن دارد» «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها».
اين همان مرحله «تفضل» است، يعنى خداوند همچون مردمِ تنگنظر نيست كه به هنگام رعايت «عدالت»، سعى مىكنند مزد و پاداش، درست به اندازه عمل باشد، او گاهى ده برابر و گاه صدها برابر و گاه هزاران برابر، از لطف بىكرانش پاداش عمل مىدهد، و حداقلِ آن، همان ده برابر است، چنان كه در آيه