تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣
آنان را آشكار مىسازد.
سپس، در اين فكر فرو رفتند كه، اگر دعاىِ مصرانه آنها، ديروز به اجابت مىرسيد و خدا آنها را به جاى «قارون» مىگذاشت، امروز چه خاكى بر سر مىكردند؟
لذا، در مقامِ شكر اين نعمت بر آمده و گفتند: «اگر خداوند بر ما منت نگذارده بود، ما را هم به قعر زمين فرو مىبرد»! «لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّه عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا».
«اى واى! گوئى كافران هرگز رستگار نمىشوند» «وَيْكَأَنَّهُ لايُفْلِحُ الْكافِرُونَ».
الآن، حقيقت را با چشم خود مىبينيم، و نتيجه غرور و غفلت، و سرانجام كفر و شهوت را.
و نيز مىفهميم: اين گونه زندگانىهائى كه دورنماى دلانگيزى دارد چه وحشتزا است!
ضمناً از جمله اخير اين داستان، به خوبى روشن مىشود كه سرانجام، «قارون» مغرور، با كفر و بىايمانى از دنيا رفت، هر چند يك روز در عِداد قاريان «تورات» و دانشمندان بنى اسرائيل بود، و خويشاوندى نزديكى با موسى عليه السلام داشت.
***
نكتهها:
١- قارونهاى ديروز و امروز!
داستان «قارون»- سمبلِ ثروتمندِ مغرور كه قرآن مجموع آن را ضمن هفت آيه، به طرز بسيار جالبى بيان كرده است، پرده از روى حقايق بسيارى در زندگى