تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣
نمىدانست خداوند اقوامى را قبل از او هلاك كرد، كه از او نيرومندتر و آگاهتر و ثروتمندتر بودند»؟! «أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّه قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً».
تو مىگوئى آنچه دارى از طريق علم و دانشت دارى، اما فراموش كردى كه از تو عالمتر و نيرومندتر و ثروتمندتر فراوان بودند، آيا توانستند از چنگال مجازات الهى رهائى يابند؟
روشن ضميرانِ بنى اسرائيل، به «قارون» گفته بودند: «ما آتاكَ اللَّه ...» (خدا اين مال و ثروت را به تو داده)، اما اين بىادبِ جسور، با اين سخن مقابله كرد و گفت: «آنچه را دارم از علم خويش دارم»، اما خداوند در جمله بالا كوچكى قدر و قوت او را در برابر اراده و مشيتش آشكار مىسازد.
و در پايان آيه، با يك جمله كوتاه و پر معنى هشدار ديگرى به او مىدهد و مىفرمايد: «به هنگام نزول عذاب الهى، مجرمان از گناهانشان سؤال نمىشوند» اصلًا مجالى براى پرسش و پاسخ نيست، عذابى است قاطع و دردناك و كوبنده و ناگهانى «وَ لايُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ».
يعنى امروز آگاهان بنى اسرائيل به «قارون» نصيحت مىكنند، و مجال انديشه و پاسخ به او مىدهند، اما هنگامى كه اتمام حجت شد، و عذاب الهى فرا رسيد، ديگر مجالى براى انديشه يا سخنان ناموزون و كبرآلود نيست، عذاب الهى همان، و نابودى همان!.
در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه: منظور از اين سؤال، كه از مجرمان نفى شده، كدام سؤال است؟ در مورد دنيا است يا آخرت؟
بعضى از مفسران، اولى را انتخاب كردهاند، و بعضى دومى را، و مانعى ندارد كه هر دو مراد باشد، يعنى هم در موقع مجازات استيصال در دنيا از آنها سؤالى