تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢
اين آيه، عيناً همان آيهاى است كه در گذشته (آيه ٦٢ همين سوره) آمد.
اين تكرار، ممكن است به خاطر اين باشد كه: در قيامت در مرحله اول، يك سؤال انفرادى از آنها مىشود، تا به وجدان خويش بازگردند و شرمنده شوند، اما در مرحله دوم، سؤالى در محضر عموم و شاهدان و گواهان- كه در آيه بعد به آن اشاره شده- مطرح مىشود، تا در حضور آنها از كار خود، شرمنده و شرمسار گردند.
***
لذا در آيه بعد مىفرمايد: «در آن روز ما از هر امتى گواهى برمىگزينيم» «وَ نَزَعْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً». «١»
سپس، «به مشركان بىخبر و گمراه، مىگوئيم: دليل خود را بر شركتان بياوريد»؟! «فَقُلْنا هاتُوا بُرْهانَكُمْ».
اينجا است كه همه مسائل آفتابى مىشود «و آنها مىدانند كه حق براى خدا است» «فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ».
«و تمام آنچه را افترا مىبستند از دستشان مىرود، و گم خواهد شد» «وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ».
اين گواهان، به قرينه آيات ديگر قرآن، همان پيامبرانند كه هر پيامبرى گواه امت خويش است، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه خاتم انبياء است، گواه بر همه انبياء و امتها، چنان كه در آيه ٤١ سوره «نساء» مىخوانيم: فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً: «حال آنها چگونه است؟ آن روز كه براى هر امتى گواهى بر اعمالشان مىطلبيم، و تو را گواه آنها قرار مىدهيم»؟