تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤
***
لذا، در آيه بعد مىفرمايد: «در اين هنگام، همه اخبار بر آنها پوشيده و پنهان مىماند» و هيچ پاسخى براى گفتن در اختيار ندارند «فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأَنْباءُ يَوْمَئِذٍ».
«حتى نمىتوانند از يكديگر سؤالى كنند» و پاسخى از هم بشنوند «فَهُمْ لايَتَساءَلُونَ».
قابل توجه اين كه: نسبت «عمى» و نابينائى در آيه فوق، به خبرها داده شده، نه به خود آنها، نمىگويد: آنها نابينا مىشوند، بلكه مىگويد: «خبرها از پيدا كردن آنها نابينا هستند»!؛ زيرا بسيار مىشود: انسان، خود از چيزى باخبر نيست، اما گوئى خبر دهن به دهن مىگردد و به سراغ او مىآيد، همان گونه كه بسيارى از اخبار اجتماعى، از همين طريق پخش مىشود، اما در آنجا نه افراد آگاهى دارند و نه خبرها قابليت نشر!
و به اين ترتيب، همه خبرها بر آنها پوشيده مىشود، هيچ پاسخى در برابر اين سؤال كه جواب پيامبران را چه داديد؟ پيدا نمىكنند، و سكوتى مطلق سر تا پاى آنها را فرا مىگيرد.
***
و از آنجا كه روش قرآن، اين است كه: هميشه، درها را به روى كافران و گنهكاران باز مىگذارد، تا در هر مرحلهاى از فساد و آلودگى كه باشند بتوانند به راه حق برگردند، در آيه بعد مىافزايد: «اما كسى كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، اميد است از رستگاران باشد» «فَأَمَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسى أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ».
بنابراين، راه نجات شما، در سه جمله خلاصه مىشود: بازگشت به سوى