تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣
آشكار مىسازند!
٧٠- و او خدائى است كه معبودى جز او نيست؛ ستايش براى اوست در اين جهان و در جهان ديگر؛ حاكميت (نيز) از آن اوست؛ و همه شما به سوى او بازگردانده مىشويد!
تفسير:
آيات مورد بحث، تعقيبى است بر بحثى كه در آيات گذشته، پيرامون مشركان و سؤالاتى كه از آنها در قيامت مىشود، آمده بود.
به دنبال سؤال از معبودهاى آنها، سؤال ديگرى از عكس العمل آنان، در برابر پيامبران مىشود، مىفرمايد: «روزى را به خاطر بياوريد كه خداوند آنها را ندا مىدهد و مىگويد: در برابر پيامبران چه پاسخى گفتيد»؟! «وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ ما ذا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ».
مسلماً، آنها براى اين سؤال- همچون سؤال اول- پاسخى ندارند، آيا بگويند: دعوت آنها را اجابت كرديم؟ كه اين دروغ است، و دروغ در آن صحنه خريدار ندارد، يا بگويند: تكذيبشان كرديم، به آنها تهمت زديم، ساحرشان ناميديم، مجنونشان خوانديم، بر ضد آنها دست به پيكار مسلحانه زديم، و آنها و پيروانشان را به قتل رسانديم؟! چه بگويند؟ هر چه بگويند، مايه بدبختى و رسوائى است!
جائى كه پيامبران بزرگ الهى، در روز قيامت، در برابر اين سؤال كه: مردم چه پاسخى به دعوت شما گفتند، مىگويند: «ما در برابر علم تو علمى از خود نداريم، تو علام الغيوبى» «١» اين كوردلانِ مشرك، چه مىتوانند در پاسخ اين سؤال بگويند؟