تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩
و از آنها اظهار تنفر و بيزارى مىكنند؛ زيرا مىدانيم معبودان، گاه بتهاى سنگ و چوبى بودند، و گاه مقدسينى همچون فرشتگان و «مسيح»، و گاه جن و شياطين.
در اينجا، گروه سوم به سخن مىآيند كه: سخن آنها را در آيه بعد چنين مىخوانيم: «گروهى از معبودان، كه فرمان عذاب درباره آنها مسلّم شده، مىگويند: پروردگارا! ما اين عابدان را گمراه كرديم، آرى، ما آنها را گمراه كرديم، همان گونه كه خود گمراه شديم (ولى آنها به ميل خويش به دنبال ما آمدند) ما از آنها بيزارى مىجوئيم، آنها ما را پرستش نمىكردند» بلكه در حقيقت هواى نفس خويش را مىپرستيدند «قالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنا أَغْوَيْناهُمْ كَما غَوَيْنا تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ ما كانُوا إِيَّانا يَعْبُدُونَ».
بنابراين، آيه فوق شبيه آيه ٢٨ سوره «يونس» است كه مىگويد: وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ: «معبودان، در قيامت رو به سوى عبادتكنندگان خود مىكنند و مىگويند: شما ما را پرستش نمىكرديد»!
و به اين ترتيب، معبودان اغواگر، همچون فرعون و نمرود و شياطين انس و جن، بيزارى و تنفر خود را از چنين عابدانى اعلام مىدارند، و به دفاع از خويش برمىخيزند، حتى گمراهى آنها را نيز از خود نفى مىكنند، و مىگويند: آنها به ميل خود به دنبال ما آمدند.
ولى بديهى است، نه اين نفى اثرى دارد، و نه آن بيزارى و تبرى، و آنها در گناه عابدان خود، قطعاً شريك و سهيماند. «١»