تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣
همه زائل مىگردد، و او وارث همگان خواهد بود.
***
آيه بعد، در حقيقت، جواب سؤال مقدرى است، و آن اين كه: اگر چنين است كه خداوند، طغيانگران را نابود مىكند، پس چرا مشركان «مكّه و حجاز» را، كه طغيانگرى را به حدّ اعلا رسانيده بودند، و جهل و جنايتى نبود كه مرتكب نشوند، با عذابش نابود نكرد؟
قرآن مىگويد: «پروردگار تو، هرگز شهرها و آباديها را هلاك نمىكرد، تا اين كه: در كانون و مركز آنها، پيامبرى بفرستد، كه آيات ما را بر آنان بخواند» «وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا».
آرى، تا اتمامِ حجت نكنيم، و پيامبران را با دستورات صريح نفرستيم، مجازات نخواهيم كرد.
تازه، بعد از اتمامِ حجت، مراقب اعمال آنها هستيم، اگر ظلم و ستمى از آنها سر زد، و مستوجب عذاب شدند، مجازاتشان مىكنيم «و ما هرگز شهرهائى را هلاك نمىكرديم، مگر آن كه اهلش ظالم و ستمگر باشند» «وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ».
تعبير «ما كانَ رَبُّكَ» يا «ما كُنَّا»، دليل بر اين است كه، اين سنت هميشگى و جاودانگى خدا بوده و هست، كه بدون اتمام حجتِ كافى، كيفر نمىدهد.
جمله «حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا» (تا در مركز اين شهرها پيامبرى مبعوث كند) اشاره به اين است كه: لزومى ندارد در هر شهر و روستا پيامبرى مبعوث شود، همين اندازه كه در يك كانون بزرگ، كه مركز پخش اخبار و محل انديشمندان و متفكران يك قوم است، پيامبرى مبعوث گردد، كافى است، زيرا مردم تمام آن منطقه، بر اثر نيازهاى زندگى، مرتباً به آنجا رفت و آمد دارند، و هر