تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢
كه در فاصلهاى نه چندان زياد، با مردم «مكّه» قرار داشت، يعنى در «سرزمين احقاف» (ميان يمن و شام) يا در «وادى القرى»، و يا در سرزمين «سدوم»، كه همه آنها، در مسير كاروانهاىِ تجارى اعراب «مكّه» به «شام» بود، و اعراب، با چشم خود، اين ديارِ خالى را مىديدند، كه بعد از آنها، كمتر كسى در آنجا سكونت گزيده بود.
جمله «الَّا قَلِيْلًا» كه به صورت استثناء آمده است، سه احتمال دارد:
نخست اين كه: استثناء از «ساكنان» باشد، دوم از «مساكن» و «سوم» از «سكونت».
در صورت اول، مفهومش اين است كه: تنها گروه اندكى، بعد از آنها، ساكن اين ديار شد، و در صورت دوم، معنى چنين است كه: تنها خانههاى اندكى از آنها، بعداً مسكون شد، و در صورت سوم، مفهوم آن اين است كه: تنها زمان كمى در آنها سكونت شده است؛ چرا كه هر كس در اين شهرهاى شوم و بلاخيز، سكونت اختيار كرد، به زودى طومارِ زندگانيش، درهم پيچيده شد.
البته، اراده هر سه معنى نيز، طبقِ روش ما مشكلى ايجاد نمىكند، هر چند معنى اول، نزديكتر به نظر مىرسد.
بعضى، نيز آن را، اشاره به سكونت موقت مسافران، به هنگام رفت و آمدشان از اين مناطق دانستهاند، و بعضى «قليل» را، اشاره به جغدها و حيوانات وحشى دانستهاند، قدرِ مسلّم اين است كه: اين شهرهاى آلوده به گناه و شرك، چنان ويران گشت كه ديگر روى آبادى به خود، نديد.
تعبير به «كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ» اشاره به خالى ماندن آن ديار است، و نيز اشارهاى است به مالكيت حقيقى خداوند، نسبت به همه چيز، كه اگر مالكيت اعتبارى بعضى اشياء را، موقتاً به بعضى انسانها واگذار كند، چيزى نمىگذرد كه