تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩
٥- مگر مىتوان در مسألهاى به اين مهمى، يك جانبه بحث كرد و تنها به روايت مرسله، از «ابو هريره» و «ابن عباس» و مانند آن قناعت نمود؟ چرا اجماعِ امامان اهلبيت عليهم السلام، و چرا اجماع علماى شيعه، در اينجا مورد توجه قرار نمىگيرد؟! با آن كه آنها به وضع خاندان پيامبر آشناترند.
ما امروز، اشعار زيادى از «ابوطالب» در دست داريم، كه ايمان او را به اسلام و رسالت محمّد صلى الله عليه و آله، به عنوانِ پيامبر اسلام، با وضوحِ تمام بيان مىكند، اين اشعار را بسيارى از بزرگان و دانشمندان در كتابهايشان آوردهاند، و ما نمونههاى گويائى از آن را، در جلد پنجم تفسير «نمونه»، صفحه ١٩٤ به بعد، (ذيل آيه ٢٦ سوره انعام) از منابع معروفِ اهل سنت، نقل كرديم.
٦- از همه اينها گذشته، تاريخ زندگى «ابوطالب» و فداكارىِ عظيم او نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله، و علاقه شديد پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان نسبت به او، تا آنجا كه سال مرگش را «عام الحزن» (سال اندوه) نام نهادند، همه، نشان مىدهد كه او به اسلام عشق مىورزيد و دفاعش از پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوانِ دفاع از يك خويشاوند نبود، بلكه به صورتِ دفاعِ يك مؤمنِ مخلص، و يك عاشقِ پاكباخته، و سربازِ فداكارِ از جان گذشته، از رهبر و پيشواى خود بود، با اين حال، چقدر غفلت و بىخبرى و ناسپاسى و ظلم است كه گروهى اصرار داشته باشند، اين مؤمنِ موحدِ مخلص را، مشرك از دنيا ببرند؟!. «١»
***