تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧
سرچشمه مىگيرد، كه هيچ اعتبارى به آن نيست، و در سندِ اين روايات، افرادِ مشكوك يا كذّابى هستند.
از جمله، روايتى است كه «ابن مردويه»، با سندِ خود از «ابن عباس» نقل كرده، كه آيه «إِنَّكَ لاتَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ» درباره «ابوطالب» نازل شده است، پيامبر صلى الله عليه و آله به او اصرار كرد اسلام بياورد، او نپذيرفت!. «١»
در حالى كه، در سند اين روايت «ابوسهل سرى» است، كه بنا به تصريح بعضى از بزرگان علم رجال، يكى از دروغپردازان و جعل كنندگان و سارقان حديث بود، و همچنين، «عبدالقدوس ابى سعيد دمشقى»، كه باز در سندِ اين حديث است، نيز از «كذّابين» است!. «٢»
ظاهرِ تعبيرِ حديث، چنين گواهى مىدهد كه «ابن عباس»، بدونِ واسطه، اين حديث را نقل كرده و خودش شاهد و ناظر بوده، در حالى كه مىدانيم «ابن عباس»، سه سال قبل از هجرت متولد شد، بنابراين، هنگام وفاتِ «ابوطالب»، هنوز از پستان مادر شير مىخورده! و اين نشان مىدهد كه جاعلانِ حديث حتى در جعل اين حديث ناشى بودهاند.
حديث ديگرى در اين زمينه، از «ابو هريره» نقل كردهاند، وى مىگويد:
هنگامى كه زمان وفات «ابوطالب» فرا رسيد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اى عمو بگو لا الهَ الَّا اللَّه، تا من روز قيامت، نزد خدا براى تو گواهى به توحيد دهم»! «ابوطالب» گفت: «اگر نه به خاطر اين بود، كه قريش مرا سرزنش مىكرد، كه او به هنگام مرگ از روى ترس، اظهار ايمان نمود، من شهادت به توحيد مىدادم، و چشم تو را روشن مىساختم! در اين هنگام، آيه «إِنَّكَ لاتَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ» نازل