تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢
***
در دومين آيه مورد بحث، سخن از كسانى مىگويد كه در دل، به حقانيت اسلام معترف بودند، ولى روىِ ملاحظاتِ منافعِ شخصى، حاضر به قبول ايمان نبودند، مىفرمايد: «آنها گفتند: ما اگر هدايت را همراه تو پذيرا شويم، و از آن پيروى كنيم، ما را از سرزمينمان مىربايند»! «وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا». «١»
در تفاسير آمده: اين سخن را «حارث بن نوفل» بيان كرد، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، عرض نمود: ما مىدانيم كه گفتار تو حق است، اما چيزى كه مانع مىشود از برنامه تو پيروى كنيم، و ايمان بياوريم، ترس از هجوم عرب بر ما است كه ما را از سرزمينمان بربايند، و ما قدرت مقابله با آنها را نداريم!. «٢»
اين سخن را كسى مىگويد كه قدرت پروردگار را ناچيز مىشمرد، و قدرت مشتى عربِ جاهلى را عظيم، اين سخن را كسى مىگويد كه، هنوز به عمق عنايتها و حمايتهاى الهى آشنا نيست، و نمىداند، چگونه او يارانش را يارى و دشمنانش را در هم مىشكند، لذا قرآن، در پاسخِ آنها چنين مىگويد: «آيا ما حرمِ امنى در اختيار آنها قرار نداديم، كه ثمرات و محصولات هر شهر و ديارى به سوى آن آورده مىشود»؟! «أَ وَ لَمْنُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ». «٣»
«و اين رزق و روزى است از ناحيه ما» «رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا»
«ولى اكثر آنها نمىدانند» «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لايَعْلَمُونَ».