تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦
سعى مىكنند اعصاب افراد با ايمان و نيكوكار را درهم بريزند، وداع مىگويند و گفتارشان اين است: «سلام بر شما، ما طالب جاهلان نيستيم»! «سَلامٌ عَلَيْكُمْ لانَبْتَغِي الْجاهِلِينَ».
ما نه اهل زشتگوئى و جهل و فساديم، و نه خواهان آن، ما خواهانِ دانشمندان روشن ضمير، و علماى عامل و مؤمنان راستين هستيم.
و به اين ترتيب، آنها به جاى اين كه نيروهايشان را در مقابله با جاهلان كوردل و زشتگويان بىخبر به هدر دهند، با بزرگوارى از كنار آنها گذشته، به هدفها و برنامههاى اساسى خود مىپردازند.
قابل توجه اين كه وقتى كه آنها با اين گونه افراد روبرو مىشوند، «سلام تحيت» نمىگويند، بلكه، سلامشان، «سلام وداع» است!
***
نكته:
دلهاىِ آماده ايمان
در آيات فوق، ترسيم بسيار گويا و زيبائى، از قلوبى كه بذر ايمان را در خود جاى داده و پرورش مىدهند، آمده است.
آنها، از قماشِ افراد بىشخصيتى كه مخزنى از جهل و تعصب، بدزبانى و بيهودهگوئى، بخل و كينهتوزى هستند، نمىباشند.
آنها، بزرگمردان و پاك زنانى هستند، كه قبل از هر چيز، زنجيرهاى اسارتِ تقليدِ كوركورانه را، درهم شكستهاند، سپس، با دقت، به نداى منادى توحيد گوش فرا داده، به محض اين كه دلائل حق را به قدر كافى يافتند، به آن دل مىبندند.
بدون شك، بايد غرامت زيادى، براى اين تقليدشكنى، و جدا شدن از