تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١
شأن نزول:
در موردِ شأن نزول آيات فوق، مفسران و راويان خبر، رواياتِ گوناگونى نقل كردهاند كه قدرِ مشتركِ همه آنها يك چيز است، و آن: ايمان آوردن گروهى از علماى «يهود» و «نصارى»، و افراد پاكدل، به آيات قرآن و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است.
از «سعيد بن جبير» نقل شده: اين آيات، درباره هفتاد نفر از كشيشهاى مسيحى نازل شده است كه «نجاشى» آنها را براى تحقيق، از «حبشه» به «مكّه» فرستاد، هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله سوره «يس» را براى آنها تلاوت كرد، اشك شوق ريختند و اسلام آوردند. «١»
بعضى ديگر گفتهاند: اين آيات، درباره جمعى از نصاراى «نجران» (شهرى است در شمال يمن) نازل شده، كه نزد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمدند و آيات قرآن را شنيدند و ايمان آوردند. «٢»
بعضى ديگر، آن را در مورد «نجاشى» و يارانش مىدانند. «٣»
و بعضى، نزولِ آن را درباره «سلمان فارسى»، و جمعى از علماى «يهود»، مانندِ «عبداللَّه بن سلام» و «تميم الدارى» و «جارود عبدى» دانستهاند. «٤»
و بالاخره، بعضى نيز آن را اشاره به چهل نفر از علما و روشن ضميرانِ مسيحى مىدانند، كه سى و دو نفرشان از «حبشه» با «جعفر بن ابيطالب» به «مدينه» آمدند، و هشت نفر از «شام» كه در ميان آنها «بحيرا» راهب معروف شامى بود. «٥»
البته، رواياتِ سهگانه نخست، متناسب با نزول اين آيات در «مكّه» است، و