تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦
مگر نگفتند: اين دو (موسى و هارون) دو نفر ساحرند، كه دست به دست هم دادهاند، (تا ما را گمراه كنند) و ما به هر كدام از آنها كافريم»! «قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ».
تعبير به «سِحْران»، با اين كه قاعدتاً «ساحران» بايد گفته شود، براى شدتِ تأكيد است؛ چرا كه عرب، وقتى در مورد كسى مؤكداً سخن مىگويد، او را عين «عدالت» يا «ظلم» و يا «سحر» مىشمرد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه، مراد از «سِحْران»، دو معجزه بزرگ موسى «عصا» و «يد بيضاء» باشد.
و اگر گفته شود كه اين انكارها مربوط به فرعونيان كفر پيشه است، چه ارتباطى با مشركان مكّه دارد؟ پاسخ آن روشن است و آن اين كه: منظور اين است كه، مسأله بهانهجوئى، چيز تازهاى نيست، اينها همه از يك قماشند و سخنانشان شباهت زيادى به هم دارد و خط و روش و برنامه آنها يكى است.
تفسير روشن آيه فوق، همان بود كه گفتيم، ولى، جمعى از مفسران، آيه را طور ديگرى تفسير كردهاند و گفتهاند: منظور از «سِحْران تَظاهَرا»، حضرت موسى و پيامبر بزرگ اسلام است؛ چرا كه مشركان عرب مىگفتند: «هر دوى اينها ساحر بودند و ما نسبت به هر دو كافريم»، و در اينجا، يك جريانِ تاريخى نيز نقل كردهاند كه: اهل «مكّه»، گروهى را به سراغ رؤساى «يهود»، در يكى از اعيادشان فرستادند و درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، از آنها سؤال كردند، كه آيا محمّد صلى الله عليه و آله به راستى پيامبر خدا است؟ آنها در پاسخ گفتند: «ما در تورات، او را با اوصافش يافتهايم».
نمايندگان بازگشتند و ماجرا را به مشركان «مكّه» گفتند، در اينجا بود كه آنها جمله «سِحْرانِ تَظاهَرا» و «إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ» (اين هر دو ساحرند و ما نسبت به