تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥
قسمت كه حكم عقل در آن، واضح و روشن است، براى اتمام حجت و نفى هر گونه عذر، پيامبران را با كتابهاى آسمانى و معجزات مىفرستد؛ تا كسى نگويد:
بدبختى ما به خاطر نبودن راهنما بود، اگر رهبر الهى داشتيم، اهل هدايت و نجات بوديم.
به هر حال، اين آيه از آياتى است كه دلالت بر لزوم لطف، از طريق ارسال پيامبران دارد، و نشان مىدهد كه سنتِ خداوند، بر اين است كه، قبل از ارسال پيامبر، هيچ امتى را به خاطر گناهانشان مجازات نكند، همان گونه كه در سوره «نساء» آيه ١٦٥ نيز مىخوانيم: رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّه حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّه عَزِيزاً حَكِيماً: «ما پيامبرانى فرستاديم، كه بشارت دهنده و بيم دهنده بودند، تا براى مردم، بعد از اين پيامبران، حجتى باقى نماند، و خداوند، توانا و حكيم است».
***
سپس، به بهانهجوئىهاى آنها اشاره مىكند، كه آنها بعد از ارسال رسل نيز، دست از بهانهگيرى برنداشتند، و باز به راههاى انحرافى خود ادامه دادند، مىگويد: «هنگامى كه حق، از نزد ما براى آنها آمد، گفتند: چرا به اين پيامبر، مثل همان چيزى كه به موسى داده شد، اعطا نگرديده است»؟! «فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْلا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى».
چرا «عصاى موسى» در دست او نيست؟ چرا «يد بيضاء» ندارد؟ چرا دريا براى او شكافته نمىشود؟ چرا دشمنانش غرق نمىشوند؟ چرا و چرا؟! ...
قرآن، به پاسخ اين بهانهجوئى پرداخته، مىگويد: «مگر بهانهجويانى همانند اينها، معجزاتى را كه در گذشته به موسى داده شد، انكار نكردند»؟! «أَ وَ لَمْيَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ».