مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٦٥
٥٤.ابوالفتوح: مرا به آسمان بردند درختان نار ديدم بر او هر نارى چند پوست شترى مُقتّب و مرغان او چون شتران بُختى. كنيزكى را ديدم، گفتم: تو كه رايى؟ گفت زيد حارثه را. زيد را بشارت دادم به آن و در بهشت چيزها ديدم كه چشمها ديده نيست و گوشها شنيده نيست و به خاطر هيچ آدمى گذشته نيست.
(روض الجنان، ج ١٨، ص ٢٨٠)
.الثعلبى: عن أبى سعيد الخدرى أنّ رسول اللّه صلى الله عليه و آله قال: نظرت إلى الجنة فإذا الرمانة من رمانها كجلو البعير المقتب و إذا طيرها كالبخت و إذا فيها جارية، قلت: يا جارية لمن أنت؟ قالت: لزيد بن حارثة و إذا فى الجنة ما لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر.
(تفسير الثعلبى، ج ٩، ص ١٩٤، ح ١٧٩)
٥٥.ابوالفتوح: ام سلمه رضى الله عنه گفت: رسول را عليه السلام پرسيدم كه «خيرات حسان» چه باشد؟ گفت: خيرات الأخلاق حسان الوجوه: نكو خوى، نكو روى باشند.
(روض الجنان، ج ١٨، ص ٢٨٠)
.الثعلبى: عن اُم سلمة قال: قلت لرسول اللّه صلى الله عليه و آله: أخبرنى عن قوله سبحانه: «خَيْراتٌ حِسانٌ» قال: خيرات الأخلاق حسان الوجوه.
(تفسير الثعلبى، ج ٩، ص ١٩٥، ح ١٨٠)
٥٦.ابوالفتوح: در خبر است زنان بهشت دست نهند و به غناء گويند به آوازى كه خلايق مثل آن نشنيده باشند. نحن الراضيات فلا نسخط أبداً و نحن المقيمات فلا تظعن أبداً و نحن خيراتٌ حسان خلقنا لأزواج كرام ما خشنودانيم كه خشم نگيريم هرگز و مقيمانيم كز اين جا نرويم هرگز و ما زنان آراسته ايم به خصال و جمال ما را براى مردانى كريم نهاده اند. روايت است چون حوران بهشت اين گويند، زنان مؤمنان گويند: نحن المصلّيات و ما صلّيتنّ و نحن الصائمات و ما صُمُتنّ و نحن المتصدّقات و ما تصدّقتنّ و نحن المتوّضيات و ما تَوَضَّيتُنَّ گويند: ما نماز كنندگانيم و شما نكردى ما روزه دارانيم و شما نداشتى و ما صدقه داديم و شما ندادى و ما وضو و طهارت نماز كرديم و شما نكردى. عائشه گفت: واللّه كه غلبه اينا را بود.