مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٧
على بن ابى طالب است، در جواب مى گوييم: اين نيز ضعيف است به دلايل زير: اولاً، زكات واجب است و اگر او زكات واجب را در حال ركوع پرداخت نموده باشد، پس واجب را به تأخير انداخته و اين در نزد اكثر علما معصيت است و اسناد آن به على عليه السلام درست نيست. ثانياً، اينكه على عليه السلام در حال نماز مستغرق القلب به ذكر خداوند بود و اين ظاهراً به اين معنى است كه در حال نماز كلام ديگران را نمى شنيد، و كسى كه چنين است چگونه كلام سائل را شنيده است. ثالثاً، دادن زكات [انگشترى] در حال نماز، فعل كثير است و فعل كثير باطل كننده نماز است. چگونه ممكن است على عليه السلام نمازش را باطل كند؟» [١] لازم است كه در پايان اين بحث، به برخى از اشكالات وارد از سوى فخر، پاسخ داده شود. بنابراين بايد گفت: درآوردن انگشترى فعل كثير نيست تا باطل كننده نماز باشد و به علاوه اين عمل در نماز مستحبى صورت گرفته، نه در نماز واجب. از اين رو، ابوالفتوح مى گويد: «گوييم فعل اندك به اتفاق نماز باطل نكند و او در نماز سنت بود كه اگر در نماز فريضه بودى به جماعت بودى مقتدى بر رسول صلى الله عليه و آله و در آن وقت سؤال صورت نبستى. دگر آنكه او فعلى نكرد اندك و بسيار، جز يك انگشت كه به سر زانو داشت و انگشترى در او بود برداشت تا سائل انگشترى بيرون كرد، و اين فعلى نباشد كه نقصى و نقضى آرد در نماز». [٢] زمخشرى نيز مى نويسد: اين آيه درباره على (كرّم اللّه وجهه) نازل شد آن هنگام كه سائل از او كمك خواست و او در ركوع بود. گويا آن انگشترى براى انگشت
[١] مفاتيح الغيب، ج ١٢، ص ٢٥.[٢] روح الجنان، ج ٤، ص ٢٤٦.