مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٠٨
شده، مى افزايد: «اما تفسير آيت بر وجهى كه مطابق ادله عقلى بود و موافق مذهب حق آن است كه حق تعالى همت با هر يك از ايشان اضافت كرد جز كه از قرائن ادله خالى نكرد آن را، عقلى و قرآنى، اگر چه مورد هر دو يكى است از قرائن همت يوسف را حمل كنند، على احسن الوجه، و همّت او را على وجه غير حسن، كما يليق بهما و حكى اللّه عنهما. و اول آن است كه گوييم: همّ و همّت در كلام عرب بر معانى مختلف آمد: منها؛ از آن جمله عزم بر كارى». {-١-}
١٠.٤. افسانه غرانيق و آيات شيطانى
ابوالفتوح رازى رحمه الله در ذيل آيه ٥٢ سوره حج به نقل از گروهى از مفسران سبب نزول آيه را چنين نقل كرده است: «جماعتى مفسران گفتند: سبب نزول آيت آن بود كه: رسول عليه السلام چون نفرت قوم خود ديد از او و آنكه هر چه روز بود، از قبول قول او دورتر بودند، تمنا كرد در دل كه: چه بودى كه خداى تعالى آياتى فرستادى بر من كه به دل ايشان خوش آمدى، بودى كه به ايمان نزديك شدندى و اين از سر حرص گفت بر ايمان ايشان. خداى تعالى در سوره والنجم فرو فرستاد به رسول عليه السلام آن روز در مجمعى بود خاصّ به اهلش از مسلمانان و مشركان، و رسول اين سورت بر ايشان مى خواند. چون به آنجا رسيد كه خداى مى گويد: «أَ فَرَأَيْتُمُ اللاّتَ وَالْعُزّى * وَمَناةَ الثّالِثَةَ الْأُخْرى» ، شيطان به زبان او القا كرد از آنچه در دل مستحكم شده بود: تلك الغرانيق العلى وانّ شفاعتهن ترتجى، و به ديگر روايت: منها الشفاعة ترتجى. چون قريش اين بشنيدند، شادمانه شدند و گفتند: محمد خدايان ما را بستود و مدح كرد، و رسول از آن بى خبر بود.
[١] روض الجنان، ج ١١، ص ٤٧ ـ ٥١.