مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٤
و يا تفسير ديگرى بودن غير اين دو تفسير مُردّد و هنوز كاملاً منقّح نشده است». [١] دكتر محمد شفيعى يادآور شده است مؤلف تفسير جلاء الاذهان، به نحوى كه در ابتداى كتاب تصريح كرده، ابوالمحاسن حسين بن حسن جرجانى است كه با تفحص بسيار در كتب رجال، معرفت كامل درباره اش ميسّر نشد و معلوم نيست در چه قرنى مى زيسته است، ولى به قرائن مى شود تصور كرد از علماى قرن نهم يا دهم هجرى باشد. وى از ابن يوسف نقل مى كند كه: نسخه اى از اين تفسير را در كتابخانه ملك الشعراى بهار ديده است كه در ابتداى آن نوشته است: «قد وقع الفراغ من التحرير هذه التفسير الكلام الملك القدير اللطيف الخبير السميع البصير و هو موسوم بجلاء الاحزان و جلاء الاذهان فى تفسير قرآن على يد... ـ الخ، و در آخر نسخه حاج محتشم السلطنه اين عبارت نوشته شده است: تمت المجلدة الثانيه من تفسير القرآن مُسمّى بجلاء الاحزان و جلاء الاذهان المنسوب الى ابوالمحاسن الحسين المشهور بگازر نوّر قبره على يده... ـ الخ». دكتر شفيعى مى افزايد مجلد سوم و چهارم اين كتاب را كه مشتمل بر نصف آخر تفسير است و در كتابخانه آستان قدس رضوى به نام جلاء الاذهان ثبت گرديده است، با نسخه مرحوم ملك الشعراى بهار مطابقت كرده اند كه عين يكديگرند و با هر يك از فضلا كه اتفاق ملاقات دست داد، مذاكره شد، غير از اين نسخه ها نسخه ديگرى نيست. بنابراين نسبت اين دو كتاب آخر به جلاء الاذهان اشتباه به نظر مى رسد، زيرا اولاً، عبارت جلاء الاذهان با نسخه ديگرى كه تصوّر شده آن كتاب مى باشد، متفاوت است. در نسخه أصل پس از نقل قسمتى از آيات و پيش از شروع به ترجمه و تفسير عموماً مختصر بيانى دارد و بعد شروع به ترجمه و تفسير مى كند؛ در صورتى كه در نسخه ديگر چنين نيست. همچنين در آن تفسير منسوب، نقل روايات، اسم رُوات و
[١] ريحانة الادب، مدرس تبريزى، ج ٣، تهران، ١٣٢٨ش، ص ١٦٥.[٢] روضات الجنات، ميرزا محمّدباقر موسوى خوانسارى، ج ٤، ص ٤٠٧.[٣] درباره اين مفسّر و تفسير او؛ ر.ك: گلشن ابرار، مقاله ذيل «على بن حسن زوارى مفسّر حديث»، غلامرضا گلى زواره؛ و نيز تفسير زواره اى، روزنامه اطلاعات، ش ١٩٢٧٣؛ مجله آينه پژوهش، «تفسير ترجمة الخواص»، ش ٩؛ كتاب ماه دين، «پارسى نويس پركارى از عصر صفويه»، سال ششم، آذر ١٣٨١، ش ٦٢.[٤] مفسّران شيعه، ص ١٢٤ ـ ١٢٥.[٥] فهرست كتب خطى كتابخانه آستان قدس رضوى، سيد على اردلان، ج ١، ص ٤٤٨.[٦] مفسّرى گمنام و تفسير او، غلامرضا گلى زواره، ص ٢٣.