مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٣
كتاب اسباب النزول امام واحدى مراجعه بفرما... و در باب ١٨ غاية المرام، ٢٤ حديث از طريق اهل سنت در نزول اين آيه در آنچه ما گفتيم ذكر شده است». [١] علامه امينى نيز در الغدير نام ٦٦ نفر از بزرگان عامه و كتب ايشان را ذكر مى كند كه نزول اين آيه در مورد على عليه السلامپذيرفته اند. [٢] اكنون بايد گفت همان طور كه شأن نزول آيه درباره على عليه السلام روشن است، دلالت آن نيز در ولايت على عليه السلام روشن و واضح است. چون در آيه ولايت مسلمانان منحصر به اطاعت از سه نفر شده است و همين انحصار مى رساند كه همان ولايت و سرپرستى و اولى به تصرف بودن كه براى خداوند ثابت است، به پيامبر صلى الله عليه و آله و بعد از او به اميرالمؤمنين عليه السلام تعلق دارد. اما برمى گرديم به اصل موضوع و بيان نظرات دو مفسر در آيه: ابوالفتوح رازى در ذيل آيه با ذكر احاديث گوناگون از طرق و منابع مختلف، نزول اين آيه را در شأن على عليه السلام ثابت مى كند و مى نويسد: «و جماعت بسيار از صحابه چون: ابوذر غفارى و جابر بن عبداللّه انصارى و عبداللّه بن عباس و ابورافع و عمار بن ياسر و عتبة بن ابى حكيم و غالب بن عبداللّه و غيرهم، و از مفسران: مجاهد و سدّى و على بن الحسين المغربى و محمد بن جرير الطبرى امام اصحاب الحديث و على بن عيسى رمانى (و او معتزلى است) گفتند: آيه در اميرالمؤمنين عليه السلام آمد كه در ركوع انگشترى به سائل داد، و بر اين اجماع اهل البيت عليهم السلام است. و ثعلبى مفسر، امام اصحاب الحديث، در تفسيرش اين خبر به اسناد بياورد از عمّش عن عباية الاسدى از عبداللّه عباس كه او گفت: من سالى از سالها به مكه حاضر بودم، بر كنار زمزم نشسته بودم و حديث روايت مى كردم. مردى بيامد... گفت الا... فانا جندب بن جنادة ابوذر الغفارى... و آن گاه
[١] ترجمه المراجعات، ص ٢١٨.[٢] الغدير، ج ٣، ص ١٥٦.