مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٥
نمونه هايى مى آورد. [١] آنچه كه به تفسير ابوالفتوح ويژگى خاصى بخشيده است، علاوه بر آنچه گفته شد، اين است كه بسيار به نظريات مفسّران شيعه متقدّم پرداخته است. اگر چه به نظر مفسّران غير شيعى هم توجه دارد و از آنها ياد مى شود، ولى صبغه شيعى آن بسيار قوى است. نكته ديگر اينكه پس از نقل قولهاى گوناگون، اختلاف نظرها را مورد ارزيابى قرار مى دهد، به درستى آنها را با معيارهاى قرآنى و روايى مى سنجد و به جرح و تعديل آنها اهتمام مى ورزد. به علاوه، تفسير به گونه اى نگاشته شده كه تمامى خوانندگان بتوانند مطالب آن را دريابند و به خوبى از آن بهره ببرند. [٢] ابوالفتوح به ذكر اسباب نزول آيات تأكيد ويژه اى دارد و از اسباب نزول در موارد مختلف تفسيرى بهره مى برد. در نگاه وى بين تفسير و اسباب نزول، رابطه اى تنگاتنگ وجود دارد. او اين ويژگى را در تبيين وقايع تاريخى، بيان باورهاى اعتقادى، برداشت از احكام فقهى، فهم معناى آيات به كار مى گيرد و از اين جهت، به خوبى روشن مى شود كه ابوالفتوح رازى براى اسباب نزول تا چه اندازه نقش و تأثير قائل بوده است. با وجود آنكه تفسير روض الجنان بر اساس طبقه بندى مذهبى از تفاسير شيعى محسوب مى گردد، امّا با مطالعه متن تفسير و شرح اسباب نزول آيات، به روشنى آشكار مى گردد كه مفسّر، در نقل اسباب نزول از گرايشهاى فكرى ـ مذهبى خويش، نه تنها تأثير نپذيرفته است؛ بلكه از برداشتهاى تفسيرى مختلط و متداول زمان خويش غالباً استفاده كرده و از تفسير نويسان عامّه هم بهره بُرده است. [٣]
[١] مقدمه علامه ابوالحسن شعرانى بر طبع سوم تفسير ابوالفتوح رازى، ج ٢، ص ٨٢٠؛ تفسير و تفاسير شيعه، ص ١٤٠.[٢] پژوهشى درباره تفسير شيعه و تفسيرنويسان آن مكتب، دكتر رجبعلى مظلومى، ص ٢٠٦.[٣] مجله پژوهشهاى قرآنى، مقاله «روض الجنان و اسباب نزول»، محمدحسين مبلّغ، سال اول (١٣٧٤)، ش ١، ص ١٨٩ تا ١٨٦.