مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٢١
مشاهده نمى كرد و اين نشانه اى از سوى خداوند است كه وى را از ارتكاب عمل زنا بازداشت و آن نشانه، مى تواند چهره يعقوب يا تمثال فرشته و يا وعده عذاب الهى براى زناكاران باشد. و درست آن است كه به سخن خداوند متعال بسنده كنيم و به آن ايمان آوريم و جز آن را به آگاه به آن وانهيم». [١] علامه طباطبائى رحمه الله، ضمن خرافى و ساختگى دانستن اين قبيل روايات، به انتقاد از كسانى پرداخته كه بدون تأمل و دقت، تحت تأثير انديشه هاى بيگانه قرار گرفته، مى فرمايد: «ولى از كسانى كه زير بار اين گونه سخنان گوناگون و اسرائيليات و روايت ساختگى مى روند، هيچ بعيد نيست؛ زيرا اينان همان طور كه جد يوسف ابراهيم عليه السلامو همسرش ساره را متهم مى كنند، باكى ندارند كه نبيره او يوسف عليه السلام را در ارتباط با همسر عزيز متهم سازند». [٢] وى آن گاه ضمن اينكه اين گونه روايات را با نص صريح آيات سوره يوسف، ناسازگار دانسته؛ [٣] چه اينكه همگان از خدا تا خود زليخا به بى گناهى و پاكى او گواهى داده اند، [٤] و هرگونه روايتى را كه بر خلاف عصمت پيامبران باشد، مردود شمرده است. [٥] ابوالفتوح رحمه الله در ذيل آيه ٥٢ سوره حج نيز به نقد روايات و تحليل عقلى آنها پرداخته و هرگونه شبهه اى را درباره تأثير و سلطه شيطان بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و يا امكان سهو وى را مردود دانسته و بر اساس قاعده لطف الهى، سلطه شيطان را بر انسانهاى كامل و برجسته الهى و نيز تلبيس ادله را بر بندگان محال و مثل چنين سهوى را بر پيامبر صلى الله عليه و آله ناروا و موجب تنفر مردم از او شمرده است. [٦]
[١] جامع البيان، ج ٧، ص ١٨١ ـ ١٨٩.[٢] الميزان، ج ١١، ص ١٣٢ و ١٣٤.[٣] همان.[٤] ر.ك: يوسف (١٢): آيات ٢٤، ٢٦، ٢٨، ٥١ و ٥٢.[٥] الميزان، ج ١١، ص ١٦٧ ـ ١٣١.[٦] ر.ك: روض الجنان، ج ١٣، ص ٣٤٤ ـ ٣٤٦.