مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٥٠
صحابه و ارزش گفتار ايشان در تفسير ابوالفتوح
بر خلاف ادّعاى برخى كه مفسّران شيعه را متّهم به بى اعتنايى به آراى تفسيرى صحابه نموده و مدّعى شده اند كه مفسران اماميّه صرفاً به روايات منقول از امامانشان بسنده مى كنند [١] ، مفسران نامدار اماميه، توجّه وافرى به آراى صحابه و تابعين مبذول داشته اند؛ از جمله تفاسير برجسته اماميه چون: تبيان شيخ طوسى، مجمع البيان طبرسى و جوامع الجامع او، مشحون از آراى تفسيرى ايشان است. امّا نكته در خور توجه آن است كه اهل سنت به لحاظ عادل دانستن همه صحابه [٢] ، رواياتى را كه به طريق صحيحى به يكى از ايشان اسناد داده شود، چه در تفسير و چه در معارف ديگر دينى، حجت و معتبر مى دانند. چنين سخنى كه صريحاً منسوب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيست، حديث موقوف ناميده مى شود و از نظر اعتبار، حكم احاديث مرفوع ـ در اصطلاح اماميه ـ را دارد. [٣] اماميه در اين موضوع ديدگاهى متفاوت با اهل سنت دارند. در اين ديدگاه صحابه نيز مانند ساير مسلمانان ممكن است عادل و ثقه باشند و يا فاسق و غير ثقه، و نه تنها دليل معتبرى بر عدالت همه ايشان وجود نداشته باشد، بلكه شواهد تاريخى و روايى معتبر گوياى فسق برخى از ايشان باشد. [٤] لذا اماميه فرقى مابين روايات صحابه و غير ايشان قائل نيستند و تمام نقدهايى را كه در خصوص روايات غير صحابه اعمال مى كنند، در روايات ايشان نيز ضرورى مى دانند. [٥]
[١] ر. ك: التفسير و المفسرون، ج ٢، ص ٣١؛ مذاهب التفسير الاسلامى، ص ٣٠٤.[٢] الاصابة، ج ١، ص ٦؛ تدريب الراوى، ج ٢، ص ١٩٠.[٣] تدريب الراوى، ج ١، ص ١٤٩.[٤] ر. ك: الأصول العامة للفقه المقارن، ص ١٣٩ ـ ١٤٠.[٥] ر. ك: الرعاية فى علم الدراية، ص ٣٤٣.