مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦٣
ادريس به آسمان، ذيل آيه «رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا» [١] ؛ داستان عابدى موسوم به جريح، ذيل سوره مريم (١٩): آيه ٣١؛ [٢] داستان فروختن يوسف در بازار به نقل از وَهْب بن مُنَبَّه، ذيل سوره يوسف (١٢): آيات ٢٠ ـ ٢١؛ [٣] توصيف بهشت از زبان وَهْب ذيل سوره رعد (١٣): آيه ٢٩؛ [٤] داستان بخت نَصّر از زبان ابن جريج و وهب ذيل سوره اسرا (١٧): آيه ٥؛ [٥] توصيف لشكر سليمان از زبان محمد بن كعب قُرَظى [٦] و كعب الاحبار [٧] ذيل سوره نمل (٢٧): آيه ١٧؛ داستان سخن گفتن پرندگان با سليمان [٨] ذيل سوره نمل (٢٧): آيه ١٦؛ داستان سخن گفتن ملك با يوسف عليه السلا [٩] ذيل سوره يوسف (١٢): آيه ٥٣؛ بيان سبب كشتن ناقه صالح از زبان كعب الاحبار؛ [١٠] قصّه قوم ثمود و پيامبر آنان صالح به نقل از محمد بن اسحاق و سُدّى و وَهْب و كعب الاحبار [١١] و بسيارى داستانهاى ديگر از اين دست. پاره اى از مطالب ذوقى نيز در اين تفسير به چشم مى خورد كه نقل آنها را هم از منظر واعظانه بودن آن مى توان موجّه تلقّى كرد؛ از جمله مى نويسد: «وَهْب مُنبّه گفت: كادَتِ الاشياءُ اَنْ تكونَ سبعا؛ نزديك بود كه چيزها همه هفت شود: آسمانها هفت و زمينها هفت، كوهها هفت و درياها هفت، و عمر دنيا هفت هزار سال است، و ايّام هفت است، و كواكبِ سيّاره هفت است، و طواف خانه هفت است، و سعى صفا و مروه و رمى الجمار هفت است، و درهاى دوزخ هفت است و دركاتِ او هفت است، و امتحان يوسف در زندان هفت سال بود، و سبب خلاص او در خوابِ ملك هفت گاو بود فى قوله: «اِنّى اَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يأكلُهنَّ
[١] مريم (١٩): آيه ٥٦. روض الجنان، ج ١٥، ص ٩٤ ـ ٩٦ .[٢] روض الجنان، ج ١٣، ص ٨٠.[٣] همان، ج ١١، ص ٣٦.[٤] همان، ص ٢٢١.[٥] همان، ج ١٢، ص ١٧٥ و ١٨٢ .[٦] همان، ج ١٥، ص ٢١.[٧] همان، ص ٢٣.[٨] همان، ص ١٩.[٩] م همان، ج ١١، ص ٩٤.[١٠] همان، ج ٨، ص ٢٧٧.[١١] همان، ص ٢٧١.